بسیاری از محققان و پژوهشگران در توضیح فرایندهای مؤثر در پیروزی انقلاب اسلامی، به درستی، اهمیت عنصر مهدویت را یادآور شدهاند. این گروه از پژوهشگران مطالعات علوم انسانی فرهنگ مهدویت را زمینهساز شكلگیری نگرشها و رویههایی دانستهاند كه در نهایت، به انقلاب اسلامی ختم شد.
كمالباوری اندیشة مهدویت اصلیترین ویژگی این اندیشه است. این خصیصه زمینة را برای باروری فعالیتهای انقلابی در جامعه ایران ایجاد كرده بود. هنگامی كه مردم ایران بر اساس این روحیة كمالگرا به پیرامون خود مینگریستند جهانی پر از ظلم و داد را مییافتند.
دنیایی را میدیدند كه در آن، ساختاری ظالمانه برقرار بود و كرامت انسانی ذیل مناسبات حكومت طاغوت خدشهدار میشود. در چنین وضعیتی بود كه مردم برای جذب شدن در ادبیات غنی عدلگرایی سیاسی و انقلابی آمادگی كافی را به دست میآوردند.
این نگرش سازنده دربارة مهدویتگرایی را امام خمینی (ره) بسط و توضیح میدادند؛ برداشتی كه ریشه در فرهنگ غنی اسلام و تشیع دارد و از جمله عوامل اصلی گسترشیابی اندیشة پیشرو شیعی در تاریخ بوده است.
چنین برداشتی به مثابة عاملی سازنده عمل میكند كه روحیة مقاومت در برابر دشمنان و ایستادگی در برابر ظلم و ستم و آرمانخواهی را در شیعیان همواره زنده و جاودان نگاه میدارد. انقلاب اسلامی و اندیشههای مهم فكری آن، یعنی ولایت فقیه و مردمسالاری دینی، نیز متأثر از چنین برداشتی از فرهنگ مهدویت است.
این فرهنگ همچنانکه بزرگترین عامل ایجاد این انقلاب و نظام بوده است.مهمترین عامل بقا و تداوم و حیات طیبه آن نیز خواهد بود. از این رو، تبیین اصولی مؤلفههای حقیقی این فرهنگ و رواج و نهادینه کردن آنها در نظام و جامعة اسلامی، مهمترین وظیفة اسلامی و انقلابی همة دلسوزان و فرزندان انقلاب است.
با توجه به آنچه گفته شد، مشخص میشود كه موفقیت و کامیابی نظام جمهوری اسلامی در عرصههای مختلف خود، بزرگترین تبلیغ عملی برای بسط و توسعة فرهنگ مهدویت است. برای نیل به این هدف، ارائة چهرهای معتدل، خردگرا و کارآمد از نظام اسلامی كه رویكردی آرمانگرا، عدالتخواه و كمالطلب دارد، شیوهای مؤثر و عملی در بسط ادبیات و فرهنگ غنی مهدویتگرایی است.
هرچند كه بعضا با رویههای دیگری نیز مواجه میشویم. ارائة تعاریف و برداشتهای سطحی و شتابزده از مفهوم عدالت و معنویت بهطوری که با ارزشها و آرمانهای كلانگستر شیعی منافات داشته باشد و با مقتضیات و نیازهای واقعی جهان امروز نیز در تضاد و بیگانگی باشد، مضمون چنین رویكردهایی است.
حاصل چنین نگاههای غیركارشناسی شدهای به مهدویت، شعارگرایی تورمی بدون توجه به عناصر فكری سازنده این فرهنگ بارور است. کار فرهنگی در زمینة مهدویت، صرفا محدود به تبلیغات شعارگونه نیست.
مسئلة مهمی كه امروز باید به آن توجه كنیم، آن است كه ما امروز، حاملان فرهنگ شیعی به نسل آینده و جوان كشور هستیم. اگر این فرهنگ را به شیوهای عمیق، معرفتی و واقعی منتقل كنیم، حتما تداوم رشد انقلاب اسلامی را سبب خواهد شد.
در واقع، با این كار آن چیزی را به نسل بعد از خود منتقل كردهایم كه عامل شكلگیری همة دستاوردهای امروزین ما بود. اما اگر این كار را به شیوهای وارونه انجام دهیم و به جای مراجعه به فرهنگ اصیل شیعی و عناصر جدی آن، نظیر مهدویت، انجام این مسئولیت مهم را به كسانی بسپاریم كه مهارت و دانش كافی را برای این كار ندارند، بسپاریم آن گاه نتایجی ناخواسته و وخیم گریبانگیر ما خواهد شد.
به عنوان نمونه میتوان یادآور شد كه این كه فرهنگ مهدویت بدون فعالیت علمی و با استفاده از راهكارهایی نظیر مداحی به جوانان منتقل شود، انتظار صحیحی نیست. نسل جوان به آن نیاز دارد كه این فرهنگ را از آبشخورهای علمی آن نیز بشنود.
اهمیت رویكرد دقیق و علمی به مهدویتگرایی را میتوان در حساسیتی دید كه از جانب عالمان دینی ابراز شده است. بسیاری از این بزرگوران بر این نكته تأكید نمودهاند كه بدون داشتن تخصص كافی و آگاهی لازم نباید به نظریهپردازی بیحساب و كتاب دربارة این مفهوم پرداخت.
در غیر این صورت، ممكن است آسیبی جدی ببینیم كه تأثیرات آن، خدای ناكرده، در ذهن مردم رسوبی ناخواسته و نادرست مییابد. در چنین حالتی، ما از مهدویت به نفع خود استفادة ابزاری كردهایم و از آن پلی ساختهایم برای رفع حوایج زودگذر سیاسی.
مطابق با نظر دینشناسان عالم و عالمان دینی مفهوم مهدویتگرایی را باید به شیوهای دقیق و براساس معارف معتبر شیعی و مطابق با عناصر علمی آن در نظام معرفتی اسلام مطرح كرد. از جمله منابع دستیابی به این نگاه دقیق به مفهوم مهدویت، رویكردی است كه امام راحل (ره) در جریان انقلاب اسلامی آن را بسط دادند.
به امید روزی كه حضرتش با ظهور سبز خود جهانی پر از داد، عدل، خردورزی و انسانیت خدامحورانه را برای همگان ارمغان آورند